اندیشه های جدید
از قلم ایشان است:
به جز یک سینه و سوزی ندارم
سیه روزی شدم روزی ندارم
زمستان ریشه دارد در نهادم
هوای عشق نوروزی ندارم...
من که بی آرامم و غـــــــــمگین بیا
در تنم رویای بس رنگــــــــــین بیا
هم چو خورشید سحر از ره برس
با نسیم صبـــــــــــح فروردین بیا
شنیدم من تو می گفتی همین را
که پاییــــــزو زمستان دوست دارم
تو می دانی چــــــرا من گریه کردم؟
تو گفتی فصل باران دوســـت دارم
از آقای حسن لطفی مدیر وبلاگ اندیشه وبلاگ



